به شدت

:: به شدت

هووووم به شدت دلم نوشتن میخووواست...اما جور نمیشد..

این روزا همه چی خووبو اروم نه اینکه همه چی پرفکت باشه هااا نه...یجورایی انگار خیلی بزرگ شدم خیلی بیشتر از سنم میفهمم:)))

.......

خووب بهار فصل منهههه...خصوصا  که سیزده بدر به دنیا اومدم:)

عاشق این گلای رنگی رنگیم...وهیچ لذتی از کاکاتوسا نمیبرم..اینقد که ادما کاکتوسارو دوسدارن من ندارم:/

پارسال مستر برا سفره هفت سین گل لاله خرید امسال میخوام سمبل بخرم:))

......

سبزه هنوو سبز نکردم...فکر خاصیم واسه سفره ندارم..دلم گواش میخواد با قلموو..یا شایدم نگین پوولک..کلا ادم کارهای خلاق نیستم..جز تو اشپزی تو چیز دیگه ای ذوق هنری ندارم....

.......

مردم سخت مشغول خونه تکونین..اما من به خودم سخت نگرفتم امسال...فقط یکم همه چیو مرتب کردم خرتو پرتارو ریختم دور همین...به نظرم ارزش نداره خودمونو خسته کنیییم ..له بشیم...پس انرژی چییی...سال جدییید با کلی ارزوهای خوب که قرار براورده بشه در انتظارمه:))))

منبع : دخترکی که خدا دوستش داردبه شدت
برچسب ها : ندارم

تف....

:: تف....

اعصابم اینقد داغووون  هس که بزنم همه رو تیکه پاره کنم.....گ..و..ه گرفته زندگیمووو ...رابطم بامستر عالیهه..شکر خدا..!

همه چی خوبع اما حال من واسه نداشتن یه عقل سالم خرابه همیییین...

اخی یکی نیس بگهه بی عقل بیشعووور یکاری دارین میکنیین تحقیق کن,همه چی بسنج...بذار اینجوری مث خر گیرنکنی تووگل

.......

ای کااااش هیچوقت اوون وامای لعنتی نمیگرفتیم ...ای کاااش...مغزم رو حالت انفجار داره سووت میکشه......

نه تفریحی 

..نه مسافرتی...نه خرید درستو حسابی ...ونه......

..................

حالم داره بهم میزنهههه این زندگییی ناااشکر نیستم اصن بارها بارهااا خدارو بابت داده ندادش شکر کردم...ولی خستمممم خستههه ...اصن خدااا تو این حال گ...ه...ی من مقصر نیست ..تقصیرکار منم ..من بی عقل مگههه خدا بهم عقل شعور نداده تصمیم بگیرم..!

...............

قسمت نشد کهههههه نشد....جووورم که نمیشه...باید برم سرکار هرطور شده اینجوری نمیشههه...خطرناکههه...این بی پولییی بدجور داره تر میزنه تو زندگیم....بدجور

منبع : دخترکی که خدا دوستش داردتف....
برچسب ها :

1395

:: 1395

اولین پست سال:)))

هووووم بوووی بهار هنوو بهم نخورده ..یعنی حس میکنم هم عید هس هم نی:)

وااای که امسال اخر سالی چقد بدووو بدووو داشتم واین برا ادم اروم وریلکسی مث من یذره فشار داشت:/

.........

اها یکی ازون حسا که بهم میفهمونه بهار اومده خوابه:)

منم که خوووووشخووواب ..به قول اوا اسیرخواب..

.......

این روزا دچار یه نوع بی اشتهایی شدم  ......اصن میل به خوردن هیچی ندارم حتی هله هوله....مثلا دلستر انگووور که عاشقشم:/

..........

اوو حرف زدم یادم رف بگم عید همگی مبارک:)))

منبع : دخترکی که خدا دوستش دارد1395
برچسب ها :

بوعیدی...

:: بوعیدی...

چقد من این اهنگ بوی عیدیو  دوووس دارم:))(

....

خونه تکوننی تقریبا تموووم فقط مونده رنگ زدن در ورودی که به عهده مستر....

دارم کم کم پرونده کارارو میبندم تا لااقل این چندروز باقیمونده از اسفندو نفس بکشم...اسفند عزیدم داره میره تا جاشو بده به بهار عزیزتراز جانم..بهار همیشه برای من پربوده از جشن شادی..امیدوارم تولد فرزندمم تو همین بهار اتفاق بیفته تا تکمیل بشههه تموم خوشیام وفروردین طلاییم:))))

.............

به مستر گفتم برام بالن ارزو بخره تا امشب کنار هم ارزوهامونو بفرستیم پیش خدا ...

..........

لیست ارزوها وهدفاموو نوشتم:)

الان فقط مونده اون شیشه ارزوهامم درست کنم...

......

لذت ببرین از لحظه لحظه عمرتون:)

منبع : دخترکی که خدا دوستش داردبوعیدی...
برچسب ها : بهار

همینطوری

:: همینطوری

ازصبح تاحالا اومدیم خوونه مادربزرگهه...

ناهار یه ابگوشت تپل زدیم به بدن...خوونه مادربزرگا عطربویی داره که هیج جای دنیا نداره...

..............

اینقد خوشم میاد مستر بیشتر وقتتا به فکرمه...بعنی در ان واحد اعصابم خورد میشه که نیگاا داره گیر میده بهمم...ولی بعد چند مین میگم خووو نیگاا به فکرته,وگرنه میتونست بیخیال ازش بگذره بگهه هرکاری میخوای انجام بده:)

..........

لاکم برق میزنه..دوسش دارم:)))))

......


منبع : دخترکی که خدا دوستش داردهمینطوری
برچسب ها :

روزای خوب

:: روزای خوب

ادما اکثرا ازاینکه سنشون بره بالا ناراحت میشن...اما من نه:)خوشحالم خیلی خیلی...ازاینکه سال به سال پخته تر میشم ازاینکههه عقل شعورم بیشتر میشه...چهار روز به تولدم مونده من خوشحالم خیلی خیلی....نه اینکه صرفا تولدمه وقرار جشن کادو باشهه نه اصلا...فقط فقط ازاینکه هرسال دارم عوض میشم ونسبت به سالهای قبل بهتر:)))

............

روزای خیلی خیلی خوب وارومی داشتم...وتوشون یه شب عالی بود که هیچوقت یادم نمیره اونشب:)یا بهتر بگم اون مهمونی یادم نمیره:)))

........

فیلم من سالوادور نیستم از نظرمن عالی بوووووووووووود...کلی خندیدیم منوو مستر:)

......


منبع : دخترکی که خدا دوستش داردروزای خوب
برچسب ها : خیلی ,ازاینکه ,خیلی خیلی ,یادم نمیره ,خوشحالم خیلی

خاطرات

:: خاطرات

مستر ازم خواست خاطراتم بنویسم:)واس همین کنار عیدیش یه سررسید چرم بهم هدیه داد...نمیدونه بعضی وقتا تووبلاگم مینویسم:)

......

تولدم به بهترین شکل ممکن برگزار شد...عالییییی ...عالییییی....

مستر گف میخوام متفاوت از سالای قبل برات تولد بگیرم بیا باهم بریم بیرون...هرچی خواستی بخریم هرکاریخواستیم انجام میدیم:)

شبش که یه شب بارونی و به قول معروف عاشقانه بود:))بایه چتر رفتیم بیرون...اول رفتیم شهر مامان اینا...اقووو یچی بگم این وسط من عاشق فلافلم درش شکی نیست...بعد خوو دیگه الان همه جا فلافلی سلف سرویس دارن...بعد مستر به این فلافلیا میگه گداگودولی:/

از شلوغیش وازاینکه بهت یه دونه نون میدن بدش میاد اصن....

منم گفتم امشب شب تولدم بریم فلافل بخوریم که اینقد شلوغ بود یسری سرپامیخوردن:|

واس همین رفتیم بغلیشششش که یه فست فود مورد علاقه مستر...اولش یه دوتا همبرگر ذغالی سفارش دادیم که دیدم مستر چشاش دنبال پیتزا یه پیتزاهم سفارش دادیم:))

زنه خندش گرفته بود میگف این همبرگرا سیر میکنه هااا ...گفتم مردارو دس کم نگیر:)

بعدش براخودم از یه نقره فروشی دستنبد انتخاب کردم...واقعا خوشگله:)))))

............

اومدیم خونه مامان اینا کسی نبود بعد یه ساعت مامان اینا باکیک اومدن ...مستر با خواهرک هماهنگ کرده بود...مامان باباکه نقدی حساب کردن:)))

واما خواهر یه گردنبند از همون نقره فروشی که من دستنبند خریدم:))

............

همیشه دلم میخواست تولدم یروز عادی باشه تا منم فرصت فک کردن داشته باشم به سالی که گذشت وبه سن جدیدم ولی اینقد شلوغ روز تولدم که من تا یه هفته بعدشم فرصت کاری ندارم:)

........

دیشبم که خانواده مستر برام تولد گرفتن:)))

اینکه داداشی کم حوصلم پاشه بره بانک ویه کارت هدیه ویژه سفارش بده برام:)))

اینکه بابامستر با دوتا شاخ گل بیاد توووو وبگه همه جارو دنبال گل مریم گشتم ولی چه بکنم که کمیاب و من فقط تو خونم یکیشو دارم:)))

اینکه مامان مستر با کلی وسواس بگرده دنبال یه پارچه مانتویی برامن...

ایناهم یعنی خوشبختییییییییی:)))


.............


منبع : دخترکی که خدا دوستش داردخاطرات
برچسب ها : مستر ,تولدم ,اینکه ,رفتیم ,سفارش ,نقره فروشی ,سفارش دادیم ,اینقد شلوغ

بی...

:: بی...

بدم میاااد از ادمایی که حرفاشونن ..قولاشون یادشوون میره...

نموونش همین استادی که بهم هفده داد....یعنی اون لحظه که نمرم دیدم دنیا رو سرم خراب شد...چرا؟؟چووون من تلاشم کرده بودم میدونستمم بیست میشم بدون شک...ازطرفی شاگرد اول کلاسش بودم..پنج نمره هم توکلاسش سر کارای مختلف بهم داده بود...خوب ایناهمه جلو چشام رژه میرف حس میکردم ..خ//رم کرده:|

من حقم میگرممممممم ...مطمئنم:)

..


منبع : دخترکی که خدا دوستش داردبی...
برچسب ها :